شمس الدين حافظ

356

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

272 - « عشق مىگفت » ياد باد آنكه سر كوى توأم منزل بود * ديده را روشنى از خاكِ دَرت حاصل بود راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاك * در زبان بود مرا هرچه ترا در دل بود دل چو از پيرِ خرد نقلِ معانى مىكرد * عشق مىگفت به شرح ، آنچه بر او مشكل بود آه از آن جور و تَطاول كه درين دامگه است * آه از آن سوز و نيازى كه در آن محفل بود در دلم بود كه بىدوست نباشم هرگز * چه توان كرد كه سعى من و دل باطل بود دوش بر يادِ حريفان به خرابات شدم * خُمِ مِى ديدم و خون در دل و سر در گِل بود بس بگشتم كه بپرسم سببِ دردِ فراق * مفتىِ عقل درين مسئله لا يَعقل بود راستى خاتمِ فيروزهء « بواسحاقى » * خوش درخشيد ولى دولتِ مستعجِل بود ديدى آن قهقههء كبكِ خرامان حافظ * كه ز سرپنجهء شاهينِ قضا غافل بود * توضيحات : توام ( تو براى من ) اثر ( تأثير ) خرد ( عقل ) باطل ( بيهوده ) دوش ( ديشب ) حريفان ( هم‌پياله‌اىها ) خرابات ( ميكده ) سر در گل ( سراپا در گل ولاى بودن ) فراق ( جدايى ) لا يعقل ( نادان ) مفتى ( فتوادهنده ) فيروزهء بواسحاقى ( فيروزهء مشهور نيشابور - انگشتر فيروزه‌اى ابو سحاق اينجو ) مستعجل ( زودگذر ) قهقهه ( خنده شادى ) معنى بيت ( 1 ) ( آن روزها هرگز فراموش مباد كه قرارگاه دل من در سرزمين و خانه تو بود و گرد و خاك درگاه تو سرمه چشم بيناى ما بود ) معنى بيت ( 6 ) ( بسيار به اين طرف و آن طرف رفتيم تا علت درد جدايى را پيدا كنيم ولى عقل كه در هر مسئلهء دشوارى نظر مىكند و رأى مىدهد ، در بيان اين مشكل ، ناتوان بود ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - از ويژگيهاى زير برخورداريد : به ظاهر آرام ولى در خانه بمب اتم ، به ظاهر مهربان ولى عصبانى ، باوجدان ، پول‌دوست ، با حساب و كتاب ، منظم ، وسواسى ، اهل گردش و تفريح ، خوش خريد ، خوش لباس ، اهل عطر ، خانواده دوست ، بدغذا ، دلربا ، زيبا ، مهربان . 2 - خواجه در بيتهاى 3 و 4 و 9 مىفرمايد : ( آنگاه كه دل از زبان پير عقل حقايقى بازگو مىكرد و گفتارش نارسا بود ، عشق به مدد و كمك آمد و مسايلى را كه بر عقل دشوار بود با شرح و بيان حل كرد ) ( ديشب با ياران هم‌پياله به ميخانه رفتم ، خم شراب را ديدم كه به سبب جدايى از دوستان از دلش خون مىچكد و سر و پايش از آب ديده در گل فرورفته است ) ( اى حافظ آيا آن خنده را به همراه آواز كبك خوش‌رفتار ديدى كه از چنگال باز تقدير كه در كمين او بود ، بىخبر ماند ) جناب‌عالى تفسير خود را بيابيد . 3 - سعى كن در همه حال از راهنمايىهاى پدر و مادر و استادان بهره بگيريد زيرا انسان هرچه را بداند باز نادان است و از طرفى انسان از آينده خبر ندارد ، جناب‌عالى گذشته‌اى عالى داشته‌ايد ولى افسوس گذشته فايده‌اى ندارد ، بهتر است خود را براى آينده‌اى درخشان‌تر آماده سازيد زيرا شاهين خوشبختى در حال پرواز به سوى خانه شماست ، قدرى سرعت عمل ، اراده و تلاش لازم دارد . 4 - اين كار انجام مىگيرد ، چيزى مىخواهيد بدون اينكه مقدماتش را فراهم سازيد ، پس ضروريست كه عوامل اين نيت را فراهم كنيد ، بيمار نياز به مراقبت شديدتر دارد ، از مسافر خبرهاى خوش خواهد رسيد ، اوضاع بر وفق مراد شما خواهد شد ، پس نگران نباشيد به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد . موفقيت همگام شما مىشود .